خانه 5 مقالات 5 استرس

استرس

بسمه تعالی

 

تز تکنسینی در جه دو وینگ چون محمدرضا حلاج

موضوع: استرس

 

 

مقدمه

استرس ناشی از ترشح غدد فوق کلیوی است. بوجود آمدن استرس به دلیل اهمیت موضوع  خاصی است، که آن موضوع خاص دستخوش تغییر یا از بین رفتن در طول زمان  قرار می گیرد. در هنگام بوجود آمدن استرس ماده ای بنام آدرنالین در بدن آزاد می­شودکه این ماده در طولانی مدت روی اعصاب و روان تاثیرات منفی خواهد گذاشت. ترشح آدرنالین کاربردهایی همچون استفاده رزمی کار مبارز در رینگ را دارد، و هستند معتادان به آدرنالین.  از علل به وجود آمدن استرس می­توان به مواردی چون وابستگی به یک موضوع خاص هرچند کوچک،  نداشتن هدف در زندگی یا کوچک بودن آن و عدم توجه به مرگ و  عدم سپردن کار ها به وکیل مان یا همان توکل است. در ادامه به بحث در ارتباط با بیماری استرس، درمان از طریق ورزش و منشا روحی و روانی استرس پرداخته خواهد شد و در این ارتباط نکاتی بیان می گردد.

 

 

در نگاه کلی باید دانست که در بالای کلیه ها غدد فوق کلیوی قرار گرفته است، که ماده ای ترشح می کنند بنام آدرنالین. آدرنالین برای آمادگی بدن در انجام فعالیت های شدید یا دفاع از خود ترشح می شود. شاید بتوان از مزیت های استرس عدم تشخیص درد را نام برد. به همین خاطر است که در مسابقات و یا درگیری های خیابانی، افراد بعد از درگیری، متوجه آسیب های خود می شوند. در این شرایط حالت تنفس و ضربان قلب تغییر کرده به میزانی که اگر این حالت ادامه پیدا کند احتمال سکته قلبی بالا می رود. همانند آن دسته از انسان هایی که عوارض قلبی نداشته و یا حتی ورزشکار بودند، اما به طور قابل توجهی سکته کرده اند. تحقیق ها، از معتادانی که به ترشح آدرنالین اعتیاد دارند خبر می دهند. این دسته از افراد باید به طور مداوم کار هایی انجام دهند تا آدرنالین در بدن آزاد شود و احساس هیجان کنند. مانند سوارکاران رالی، پرش از ارتفاع، پرش با موتور یا ماشین و… .

در حالتی که بسیار هیجان زده شده اید این ماده در خون آزاد شده و باعث می شود ضربان قلب تند تر شده و رگ های متصل به ماهیچه ها باز تر شوند. این چنین است که انسان کار هایی را میتواند انجام دهد که در حالت عادی برایش امکان آن نیست. مثل بلند کردن خودرو توسط مادری که فرزندش زیر آن گرفتار شده. این اتفاق باعث شده تا خون از صورت به سمت ماهیچه ها و دیگر اعضایی که نیاز بیشتری دارند جریان یابد. برای همین است که هنگام مبارزه و یا ترس رنگ از رخسارتان پریده و به اصطلاح گفته می شود رنگش مثل گچ سفید شد. بعضا ترشح آدرنالین را جز مزیت های ورزش می دانند. چرا که در مبارزه ها بسیار سودمند است. از این جهت که هم احساس آسیب دیدگی را به تعویق می اندازد و مبارز می تواند به کار خود ادامه دهد و هم اینکه این هیجان ناشی از ترشح آدرنالین توان رزمی کار را افزایش می دهد. البته به دلیل هدف مبارز و انگیزه او این ترشح به عنوان مزیت شناخته می شود که در ادامه در رابطه با هدف و انگیزه و دیگر مسائل روحی، البته برای عموم مردم، به طور مفصل صحبت خواهد شد. قابل توجه است که بعضی از هنر های رزمی جنوب چین همانند وینگ چون که قائل به نرم بودن در مبارزه است، ترشح زیاد این ماده را از نواقص می دانند. زیرا استاد اعظم وینگ چون   “ایپ من” معتقد است که در مبارزه نباید فکر کرد و بایستی آزاد و راحت بود. این اندام مربوطه می باشند که باید فکر کنند و دفاع کنند. در کل به اصطلاح بنده بایستی عقل دست و پا به کار بیافتد و مثلا دست، خود بداند که باید دفاع مشت را انجام دهد نه مغز بدن. البته این مربوط به ناخودآگاه می شود که مفصل بحث دارد و مربوط به موضوع ما نمی شود. آزاد بودن و راحت بودن در شرایط ترشح آدرنالین غیر ممکن است. ضمنا ترشح باعث سوخت ساز بیشتر می شود که همین موجبات خستگی را فراهم می آورد. اما در وینگ چون اگر شما ریلکس مبارزه کنید، باید بتوانید با چندین نفر هم زمان درگیر شوید و ضربان قلب شما از حد طبیعی بالا نرود، چه برسد به اینکه نفس های شما بخواهد به شماره بیافتد. یکی از دلایلی که وینگ چون در دفاع شخصی و درگیری خیابانی کاربردی تر می باشد، همین است. اما صحبت ما در مورد استرس آن هم برای عام مردم است، لذا بعد از طرح درمان استرس بوسیله ورزش، به مباحث مهم تری خواهیم پرداخت.

یکی از راه های درمان فرد مبتلا به استرس ورزش است. ورزش نه تنها بر بدن، بلکه بر روان آدمی تاثیر بسیار مثبتی خواهد گذاشت. اکثر ورزشکاران انسان هایی پر انرژی و پر نشاطی هستند که این تفاوت با دیگران را مدیون ورزش منظم خود هستند. فرد مبتلا به استرس می تواند در روز برای بهبود خود، از انجام ورزش های منظم همانند پیاده روی و دویدن آرام کمک بگیرد. باید توجه داشت این فعالیت حداقل به مدت ٤۵ دقیقه و به صورت منظم باشد. مسافرت و حذف دغدغه های غیر ضروری نیز به از بین بردن استرس کمک می کند. این ها همه درمان هایی می باشد که توسط پزشک برای از بین بردن استرس تجویز می شود. اما مسئله ی ما،علت بوجود آمدن استرس و جلوگیری از ازدیاد آن و حتی درمان آن به وسیله نیروهای درونی یا همان توانمندی های روحی می باشد.

 

همانطور که آمادگی جسمانی در اردوها و مسابقات برای ما مهم است، به همان اندازه آمادگی روحی نیز اهمیت دارد.آمادگی جسمی شامل قدرت، استقامت، چابکی، سرعت عکس العمل و… و آمادگی روحی شامل شجاعت، اعتماد به نفس، انگیزه و هدف و… می باشد. به نظر بنده تا حد قابل توجهی آمادگی روحی می تواند مهم تر از آمادگی جسمی باشد. در واقع ورزشکاری که آمادگی جسمی داشته ولی آمادگی روحی ندارد احتمال شکست بالایی دارد. زیرا نمی تواند از تمامی توان خود در راستای هدف خود که مبارزه است، استفاده نماید. اما در شرایط برعکس  امکان پیروزی تا درصد قابل توجهی وجود دارد. به عنوان مثال فرض کنید شما در خیابان در حال راه رفتن هستید که شخصی با چاقو مزاحم شما می شود. در حالت اول فکر کنید که تنها بوده و به شما حمله می­شود و در حالت دوم همراه همسر و یا خانواده باشید، آنچه که مشخص است در حالت اول درصد احتمال موفقیت با توجه به استرس نسبت به  حالت دوم کمتر است. در حالت دوم مطمئن باشید که نوع درگیری و دفاع تغییر خواهد کرد. زیرا دیگر انسان خود را نمی بیند.آن وقت حتما فنونی که فرا گرفته اید بهتر، کاربردی تر و حساب شده تر استفاده خواهید کرد. این همان انگیزه یا هدف است ، که از زمینه سازهای آمادگی روحی می باشد. در هر دو حالت استرس وجود دارد ولی این هدف و انگیزه است که در حالت دوم بر استرس غلبه می کند. حال در اتفاق اول فرض کنید مادر یا همسر شما مریض احوال و نیاز به حضور شما دارد یا برای رساندن به بیمارستان یا اتفاق ناگواری افتاده است که حضور شما در منزل الزامی است. در اینصورت نحوه اجرا فنون و دفاع های شما در اتفاق اول و دوم نزدیک به هم می شود.  مهم هدف والای شماست که به شما اجازه می دهد همه خطر ها را به جان بخرید تا به آن برسید. این همان آمادگی روحی است. پس هر چه هدف بالاتر باشد استرس کمتر تاثیر منفی خواهد گذاشت.

 

مسئله دیگر وابستگی است.

وابستگی به مقام، پول، ماشین، وسایل، حکم ورزشی و… .چیزی که تجربه شده، آن است  اگر مسئله ای در زندگی برای ما مهم باشد، درصورت تغییر یا از بین رفتن آن، ما دچار استرس خواهیم شد و در نقطه مقابل اگر چیزی برای ما مهم نباشد تا حدی که بود و نبود آن فکر ما را مشغول نکند و نتواند روح ما را مشغول خود سازد اصلا و ابدا بودن یا نبودنش استرس در ما بوجود نمی آورد. غذایی که در حال پخت در خانه همسایه می باشد برای ما هیچ اهمیتی ندارد از این جهت که آن غذا خورده شود و یا در یخچال نگه داری گردد. چون خود را صاحب آن ندانسته و در هر دو حالت مصرف یا نگه داری آن، چیزی نصیب ما نخواهد شد. پس در هیچ صورتی ما استرس نخواهیم داشت نسبت به آن خوراک. اما اگر این غذا در منزل ما باشد برای ما مهم است که ما آن را بخوریم. علت این فرق داشتن ، گرسنگی و احساس نیاز ما است. و در این حالت انتظار برای دیدن عاقبت آن غذا، در ما ایجاد استرس خواهد کرد. اما در همین مثال اگر مثلا رژیم باشیم و بدانیم که غذایی که آورده می شود را نباید میل کنیم یا اگر بنا به خوردن باشد باید حداقل مصرف شود، حال هر اتفاقی برای آن غذا رخ دهد برای ما مهم نیست و استرسی ما را در بر نمی گیرد. زیرا انتظاری برای آن نمی کشیدیم. انتظار ناشی از وابستگی است.  نتیجه اینکه در کل هر چیزی برای ما مهم نباشد و یا حد پایین آن را تصور کنیم هیچ وقت دچار استرس نمی شویم. اینکه بدانیم نه تنها نباید با خوردن یا نخوردن غذا خللی در برنامه زندگی ما ایجاد شود، بلکه ذهن و روح ما هم نباید درگیر آن شود. غذا بود میل می شود و اگر نبود موکول می شود به وقت بعد و یا با حداقل غذا مثلا تکه نانی گذران روز را خواهیم داشت. حال شما این مثال را در زندگی تعمیم دهید. در کنکور، اجرا درکنفرانس، مسابقات، خواستگاری، تدریس ودر هر مرحله از زندگی که به نحوی استراس زا است.

 

مسئله دوم عمر است.

همه ما میدانیم که روزی خواهیم رفت،  معلوم نیست چه روزی و  نمیدانیم چگونه و در کجا از این دنیا خواهیم رفت. این گنگ بودن بجای اینکه حواس ما را جمع کند بر عکس پرت کرده است، من جمله بنده. شما دقت کنید اگر بنده بدانم که دو ماه دیگر بر اثر عارضه ای از این دنیا خواهم رفت، دیگر نه خود را محتاج غذا میدانم، نه خواب و نه چیز دیگر. در واقع با توجه به مثال قبل، مهم نیست که الان غذا بخورم ویا چند ساعت دیگر. در کل در مقابل هیچ مسئله ای استرس نخواهم گرفت اگر برایم مهم نباشد و یکی از راه های مهم نبودن این است که بدانیم خواهیم رفت. شاید یکی از دلایل این که مقتدای ورزشکاران حضرت علی علیه السلام فرموده اند که: (برای دنيای خـودت چنان عمل كن که گویا در دنيا تا ابد زندگی می‌کنی؛ و برای آخـرت خـودت چنان عمل كن که گویا همین فردا می‌میری) این است که یکی از راه های موفقیت در آخرت عدم وابستگی به دنیا است. وابستگی به دنیا با خود غم و اندوه و استرس و نگرانی و… به همراه دارد که این علائم همگی شما را از رسیدن به آخرتی پر بار باز می دارد. در واقع مثلا وقتی شما وابسته به ماشین خود باشید این وابستگی نگرانی های نگه داری و غم و غصه هایی مثل تصادف را به همراه داشت که همه این ها مانع از لذت بردن از زندگی می شود. اما اگر شما بدانید خواهید رفت آن وقت سعی می کنید از سواری خودرو لذت ببرید بجای استرس گرفتن که نکند تصادفی پیش آید.

 

مسئله سوم هدف از زندگی است.

اگر ما برای هدفی والا زندگی کنیم و بدانیم طرف حساب ما کسی دیگر است که بزرگتر و توانمندتر و مهربان تر از ما می باشد، و مسبب الاسباب اوست و ما برای رضای او باید کار کنیم، و ما مکلف هستیم به انجام وظیفه، نه نتیجه،دیگر نه غصه و نه استرس خواهیم داشت. ما اینطور هستیم که تا جوانیم فکر میکنیم همه چیز درگرفتن گواهینامه رانندگی است و فکر میکنیم اگر در این مرحله پیروز گردیم زندگی سرشار از شادی خواهد شد و در غیر اینصورت خیر. اما پس از گذشتن از این مرحله همین توهمات نسبت به دانشگاه رفتن و گرفتن مدرک مهندسی و بعد در بدست آوردن شغل، بعد از آن ازدواج، بعد از آن گسترش خانواده و بچه دار شدن، بعد از آن همین مراحل از نگاه پدرانه و یا مادرانه نسبت به فرزند خواهد بود. همه این ها استرس دارد. چرا که ما هدف مان کوچک و مقطعی و وابسته به این دنیا است. بسیاری بوده اند بدون موفقیت در این مراحل توانسته اند انسان های بزرگی شوند. ما بجای دیدن علاقه هایمان باید به استعداد هایمان نگاه کنیم که این خود مفصل صحبت میخواهد اما چون در اینجا مطرح شد فقط به آن اشاره ای میکنیم. مشکل این است که ما فکر میکنیم چون دیگران از این راه ها موفق شده اند ما هم بایستی از همین راه برای موفقیت استفاده کنیم و اصلا به استعداد های خود نگاه نمی کنیم. عمده ما به علاقه خود نگاه کرده و طی مسیر می کنند. و همین را نیز به کودکانمان انتقال میدهیم. مثلا بجای کشف استعداد می گوییم که به چه چیزی علاقه داشته تا بتواند مثلا انتخاب رشته ای صحیح انجام دهد. معلوم است که همه دوست دارن  مثلا دکتر، مهندس، خلبان و یا هزاران شغل دیگر را در آینده داشته باشند. اما باید دید که استعدادی در آن دارند یا خیر. استعداد نه به این معنا که اگر مثلا پزشکی خواند قبول می شود یا خیر. نه، اینطور نیست. باید دید در کدام رشته وقتی شروع به خواندن درس می کند متوجه ساعت نمی شود و از خواندن لذت می برد. به ادامه بحث خود بر می گردیم. در حالت کلی باید “من” را از وجود خود برداشته و “خدا” را جایگزین آن کرد. در اینصورت دیگر استرس نخواهیم داشت که شاگردان کم شدند و ممکن است در کرایه باشگاه به مشکل بخوریم. یا نتوانستم در کنکور یا مسابقه رزمی پیروز شوم. چون میدانم که وظیفه خود که تمرین بوده را به نحو احسنت انجام داده ام و مابقی را به وکیل خود که مسئولیت مرا به عهده دارد می سپارم تا بهترین ها را برایم رقم بزند واو همان خالق هستی است. اگر مطمئن باشیم که وظیفه خود را کامل انجام داده ایم و بدانیم که خدا مهربانتر از ما نسبت به خود ما است. و بدانیم اگر هم به مشکل خوردیم حکمتی دارد که ما نمی دانیم، دگر در هیچ مرحله ای استرسی نخواهیم داشت.

همانند کودکی که مادر غذا را از دهان او گرفته  و اجازه خوردن آن را نمی دهد. فرزند ناراحت می شود اما در بزگسالی خواهد فهمید که علت چه بوده و او برای کودک خود همان می کند که مادرش در حق او کرد. یکی دیگر از مشکلات این است که میگوییم خدا هست اما ایمان نداریم. و تمامی این استرس ها ناشی از بی ایمانی ما نسبت به حضور خدا می باشد.

 

و در آخر عرض شود که بنده براین باور هستم که انسان نباید خود را وابسته به چیزی غیر از پروردگار عالم و چهارده عزیزان معصوم که مورد تاییدش هستند دانست. اگر قرار است محتاج و وابسته باشیم (به دلیل ناتوان بودن انسان در بسیاری از  مسائل) وابسته به بالاترین و بی نهایت ترین قدرت بودن بهتر و مایه افتخار است. عمده استرس ما این است که ما خود را مسبب میدانیم و توکل را فقط لقلقه زبان داریم. یا از روی عادت یا به خاطر اینکه همه میگویند و یا با خود حساب کرده ایم که گفتن توکل بر خدا نه هزینه دارد و نه ضرر. ولی کم اند کسانی که همه امور را به او سپرده و او را موکل خود در امور قرار دهند و بدانند اگر اتفاقی ناگوار پیش آمد آن وکیل کار خود را به خوبی انجام داده است و حتما اتفاق بد تری در پیش روی بوده که او، آن را به این اتفاق پیش آمده تقلیل داده است. والسلام.

 

دوستان عزیز اگر نقصی در این نوشتار ملاحظه کردید به حساب ناتوانی بنده گذاشته و به بزرگواری خود ببخشید. و اگر امکان داشت حتما به بنده اطلاع دهید تا در مقاله های بعدی بتوانم درست و حساب شده تر عمل کنم.

تشکر میکنم از استاد بزرگ دای سیفو حسین قربانخانلو که در آموزش از هیچ چیزی دریغ نکرده و نه تنها به عنوان آموزگار، بلکه مثل برادری بزرگتر همراه و پشتوانه ما در طی این مسیر بوده است. لازم میدانم تشکر کنم از همه عزیزانی که تا کنون از ایشان فنون رزمی را فرا گرفته ام، حتی به اندازه فنی کوچک. محبت شما بزرگواران از یاد بنده نخواهد رفت و  همیشه خود را مدیون شما بزرگواران میدانم.

امیدوارم در دوران زندگی ام ظهور حجت خدا را با هم به نظاره بنشینیم و اگر صلاح بر این نبود، طوری زندگی کنیم که مایه خشنودی ایشان باشیم که مطمئناً خشنودی خدا را به همراه خواهد داشت. و بتوانیم کمک حال ولی خدا باشیم. بنده این مقاله را هدیه میکنم به محضر ایشان و امید دارم اگر از این مطالب  چیزی عاید شما شد، این حسنه، سبب تعجیل در فرج ایشان شود.

 

 

تهیه کننده: محمدرضا حلاج

Www.Sifo.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *